سديد الدين محمد غزنوى

مقدمه 74

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

زيارت حج به مكه مىرفت . چون بجام رسيدند غزنوى با خود انديشيد كه بروم و شيخ احمد را كه اين‌قدر آوازهء او در همه سوى پيچيده است ديدن كنم . چون داخل خانقاه شد يكى از پسران احمد وعظ مىگفت . در اين مجلس غزنوى كراماتى مشاهده كرد و وجود شيخ چندان در او نفوذ كرد كه دست از سفر مكه بداشت و مقيم خانقاه شد و شاگردى احمد برگزيد . پس از آن هفت بار به غزنه رفت ولى هربار به نزد شيخ بازگشت چون در هيچ جاى آرام نمىيافت . اطلاعات ما از حيات محمد غزنوى بسيار اندك است . از روايات كتاب مقامات برمىآيد كه وى يك‌بار سخت مريض شد و به دعاى شيخ شفا يافت ( حكايت 32 ) . وقتى قصد رفتن به غزنه را داشت ، ولى شيخ به او رخصت نداد . محمد غزنوى دچار چشم دردى سخت شد كه دو سال ادامه يافت و سرانجام به دعاى احمد بهبود يافت ( حكايت 35 ) . وى برادرى داشت كه يك‌بار بدست افغانان اسير گرديد ( حكايت 123 ) . تاريخ تولد و وفات وى معلوم نيست وى از بحثى كه دربارهء تاريخ تأليف كتاب مقامات ذيلا مىآيد اين نتيجه حاصل مىشود كه وى بايد عمرى دراز يافته و شايد نزديك به صد سال زيسته باشد . تاريخ تأليف مقامات : تأليف كتاب مقامات را غزنوى در همان زمان زندگى شيخ احمد و آغاز آشنائى خود با او شروع كرد و گاهى بسبب بىاعتقادى مردم چندان دلسرد مىشد كه مىخواست دست از آن بدارد . ولى احمد او را به ادامهء آن تشويق مىنمود و شخصا از علت توبه و دوران انزوا و نخستين حوادث زندگانيش براى او حكايت مىكرد . پس از وفات شيخ در 536 هجرى يادداشت‌هاى محمد غزنوى گويا چندين ده سال پراكنده و ناتمام ماند و كار تأليف بكندى بسيار پيش مىرفت . در يك موضع مقامات مىنويسد « بر زبان عزيز شيخ الاسلام برفت كه در هر دو جهان در نعمت باشى . اكنون قريب بيست سالست